دو ساعت پیش فهمیدم که فقط تا ۲۰ شهریور فرصت دارم که از پایان نامه ام دفاع کنم، پایان نامه ای که هنوز شروعش نکردم!! راستش نیم ساعتی شدیداً استرس داشتم آخه اگه نتونم این ترم فارغ التحصیل بشم تمام زندگیم نابود می شه. نیم ساعت بعد کمی به خودم مسلط شدم و تصمیم گرفتم این ۱۰ روزه هیچ کاری نکنم و فقط بشینم پاش تا شاید به یه جایی برسونمش، یک ساعت بعد دوستم زنگ زد و گفت: جمعه پایه کوه هستی؟ گفتم: آخه، راستش.. آره میام!
موضوع پایان نامه ام واقعا خفنه، حتی یک پایان نامه مربوط بهش پیدا نکردم، البته همش تقصیر خودمه که جوگیر شدم و چنین موضوعی پیشنهاد کردم.. تو ۱۰روز هرگز نمی شه کاری کرد! یعنی هر کسی به جز من باشه شرط می بندم که نمی تونه هیچ کاری بکنه، ولی خوب نمی دونم چطوری ولی من تو ۳، ۴ روز چند تا مقاله مرتبط پیدا می کنم، ترجمه می کنم، یه خورده مطلب می دزدم، برنامه کامپیوتری رو می نویسم، مسئله رو حل می کنم، پاور پوینتشو آماده می کنم و دفاع!! احتمالاً استادم هم کلی از کارم تعریف می کنه و تازه ۱۸، ۱۹ هم می گیرم.. جدی می گم.. به نظر من در این دانشگاهی که همین جوری ۴سال دودرش کردم آخر هم با یه معدل خدا دارم تموم می کنم رو باید گل گرفت..